خدایا دلم رو شکست و ناراحتم کرد
تو دلش رو نشکن و شادش کن
خدایا سرم رو به پایین انداخت و گریونم کرد
تو سربلندش کن و خندونش کن
خدایا جوابم کرد و آرزوهام رو برد
تو اجابتش کن و به آرزوهاش برسونش
خدایا تو بازی عشق سه بار شکستم داد و ضعیفم کرد
تو تو این بازی پیروزش کن و قویش کن
خدایا تو کوچه پس کوچه های تنهایی ولم کرد وغریبم کرد
تو تو جاده ی خوشبختی بزارش و محبوبش کن
خدایا ساحل دریام رو ساحل تنهایی کرد
تو ساحل دریاش رو ساحل وصال کن
خدایا شب زندگیم روعزا کرد و ماتم کرد
تو شب زندگیش رو جشن کن و عروسیش کن
خدایا تنهام گذاشت و دست هام روخالی کرد
تو تنهاش نزار و دست هاش رو بگیر
خدایا من هنوز دوستش دارم
توهم دوستش بدار

برای ارزوهائی که میمیرند
سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد!!!

با خود اندیشیدم
در این ترانه بی تو ماندن
در این لحظه های بی تو
حس بودنت
شنیدن تپش های قلبت
از مرز فاصله ها
از نگاه چشم های تو
تمام انتظارم شده![]()

شبی عمگین شبی بارونی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من میگفت تنهایی غزیت است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بودو ندونست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

توآسمون یک دلی ستاره ای نمی دمه بازار بی مهری شلوغ اما وفا خیلی کمه
دلم از غریب و آشنا پره هرچه می بینم همه تظاهره

Mijn hart is oranje
وافعآ حیف نیست این عکس رو نداشته باشی؟
من همون جزيره بودم خاکي وصميمي و گرم واسه عشق بازي موجا قامتم يه بستر نرم
يه عزيز دردونه بودم پيش چشم خيس موجا يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا
تاکه يک روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي غصه هاي عاشقي رو تو وجودم جا گذاشتي
زير رگبار نگاهت دلم انگار زيرو رو شد براي داشتن عشقت همه جونم آزرو شد
تا نفس کشيدي انگار نفسم بريد تو سينه ابر و باد و دريا گفتن حس عاشقي همينه
اومدي تو سرنوشتم بي بهونه پا گذاشتي اما تا قايقي اومد از من و دلم گذشتي
رفتي با قايق عشقت سوي روشني فردا من و دل اما نشستيم چشم به راحت لب دريا
ديگه رو خاک وجودم نه گلي هست نه درختي لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي
دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميمره ولي حتي وقت مردن باز سراغت رو ميگيره
ميرسه روزي که ديگه قعر دريا ميشه خونم اما تو درياي عشقت باز يه گوشه اي ميمونم

هروقت احساس کردي که تنگي نفس پيدا کردي يا نفست بالا نمي ياد
2دستت رو روي شکمت قرار بده و يه هو شکمت رو فشار بده و
خيالت راحت باشه چون يه هو از پايين نفس کشيدي .
اگه شک داشتي که تنگي نفست خوب شده يا نه.شک نکن چون يا
يا يه صداي آشنا به گوشت خورده يا اينکه از بوي گندش داري خفه ميشي![]()
Y
اگه يه وقتي تو يه جايي خواستي نقش مجسمه رو بازي کني
يا اگه خواستي از خودت عکس يادگاري بگيري
هرجا که بودي دست راستت رو بگير به پهلوت و دست چپت رو
مشت کن و صاف به سمت غرب بيار بالا تاجايي که گوشت مواظي
با بازوت بشه .حالا سرت رو 90درجه به سمت چپ بچرخون
آفرين. حالاچند دقيقه همين جوري بمون.اگه ديدي که مردم دارن
بهت مي خندن باور کن حق دارن چون تاحالا آفتابه ي 2پا نديدن
E
هر وقت که دلم برات تنگ میشه
میرم پیشه ابرها زار زار برات گریه میکنم
پس هر وقت که دیدی داره بارون میاد
بدون که دلم برات تنگ شده
O
صدایم را خاموش کرد و ثانیه های عمرم را دگرگون
من اکنون خاموش مانده ام در این جنگلی که آدمیان
شکار شان قلب و احساس آدمیان است
و سینه ها را هدف قرار می دهند و .............
ومن این چنین بی زارم از آدمیان تفنگ به دست .......![]()

غریبی و بی کسی
چشمات از من خسته و سیر اما چشم های من هنوز اسیر
بدون تو عزيزم قلبم ميگيره تو اين شب هاي تارم تويي ستاره
باور نداره دلم تو رفتي از کنارم به شوق ديدن تو روز هارومي شمارم
شايد يه روزي بشه بياي پيشم دوباره از آخر قصمون کسي خبر نداره
دلم دوباره امشب آروم نداره براي ديدن تو دل بيقراره
بدون تو عزيزم قلبم ميگيره تو اين شب هاي تارم تويي ستاره
من وتو همسفر کوچه ي عشقيم کوله بار مون پر از قصه ي رفتن
ميدونم که بين ما راهي نمونده بيا دستات رو بذار رو دست هاي من


O